آرشیو مطالب
شبای غم و غربت و اندوه و ملال مولاست
غم و غربت تو چشم هاشه
دم نبود و آدم نبود و عالم نبود علی بود
ای نگار بی قرینه
این خانواده آیینه های خدایی اند
من و چشمای بارونی
حیدریم قلندرم
دلم هوای می و میخونه داره
حسین وای
غرق شعف خونه حیدر
حسین دلم رو بردی
دلم پر ز عطر گل یاسمن شد
لب تشنه ایم کاسه آبی به ما دهید
به صاحب سفره امشب دل سپردم
شب تولد عشق وقت جنونه
ذکر جنونم ذکر حسینه
گل نرگس بیا
امانُ للناس و عشقه
