آرشیو مطالب
کربلا خبر نداری
ای وقار تو وقار پنج تن
نسب اندر نسب مجنون زاد مستم
من تا ابد عاشق یارم
روضه
من تا ابد عاشق یارم
روضه پایانی
همه جا رفتم اما هیچ جا حرمت نمیشه
بهونه میگیره دل
چه خیابونیه بین الحرمین
دیده بگشا و ببین زینبت آمد
همه رفتن کربلا و سهم من شد باز غصه خوردن
منم و هوای تو
ای ساقی لب تشنگان
الحمدلله هستم غلام و نوکرت آقاجون
حیدر شدی تا پشت در هی در بکوبند
اسم تو برام پر پرواز شد
هرچند گناه ما دلت آزارد
