آرشیو مطالب
من نمیام مدینه
خواب دیدم که این دلم حزینه
تو قلب عالم امکانی
صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله
مجلس تمام گشت
حس خیال شعر مرا بیشتر کنید
روضه
روضه
ساحل زخم گلویت دل دریای من است
میدونی چرا رمق تو زانوهام نبود
به ماه آسمون میگفت شمع شبستون منی
پهلو گرفته است از اشک چشم سوخته
زبان خامه ندارد سر بیان فراق
با اون دستای بسته گرفتم همه شامو
از آن ساعت که خود را ناگزیر از تو جدا کردم
روضه
انقده بی تو گریه کردم
