آرشیو مطالب
سلام من به زینب و سلام من به گنبدت
غم به دل راه نده من به غمت حساسم
منی که میکشم هر دم نفس فقط برای تو
اعوذ به شهر المحرم به گریه به روضه به ماتم
فکر و ذکر روز و شبمه کربلا
به جز خادمش هیچ کس پر ندارد
باز منو بارون چشام حسین
غریب گیر آوردنت
من از چشات نیفتادم که اینجوری نگام کردی
سلام من به حسین و به کربلای حسین
باید او بر سر این خاک قدم بگذارد عمه سادات است
یا قاهر العدو یا والی الولی
زمین کربلا اینجاست زینب
اعوذ به شهر المحرم به گریه به روضه به ماتم
من اون چشمی که تو روضه نمی باره نمیخوامش
شادی جهان هیچ است عشق است همین غم را
سخته آقا به والله شش گوشه تو ندیدن
عشق اولم حسین حرف آخرم حسین
