آرشیو مطالب
ای خشت خشت مسجد کوفه گواه باش
در آسمونا وا شد
شب و تاریکی صحرا کنار مزار بابا
در آن نفس که بمیرم
از تو چشمات خوب میخونم که میخوای بری از اینجا
ما را کلام ناد علیا سینجلی
بین بستر ذکر حیدر
فریاد جبریل امین می آید از عرش برین
منم زائر حسین بهشت لایق منه
آن شب علی با زینبش رازی مگو داشت
ای تیغ زهر آلوده ممنون تو هستم
سخنرانی
جمعه به جمعه به انتظار تو
کم کم دلم از این و از آن سیر می شود
تو بیای و من مرده باشم
نفس بده که برایت نفس نفس بزنم
هزار پرده هم افتد اگر به رخسارت
علی علی علی
