آرشیو مطالب
منم تشنه و تویی دریا
مجلس تمام گشت
وقت هر سلام قامتمو تا به کمر خم میکنم
قدم قدم ثانیه شمارم
داری میری و بی تو من شکوه ز روزگار کنم
مهر تو را به عالم امکان نمی دهم
با شهیدانت جان ما هم به قربانت
شبی که من جا موندم و وجودمو ماتم گرفت
باز باران با ترانه از دو چشمم دانه دانه
یا حسین کربلا
صد دانه یاقوت دسته به دسته
ای آفتاب بر بدنم بیشتر بتاب
گفت ای برون هر که ندارد هوای ما
کرببلا صحرای عشق
جسمت زخمی در خاک ای وای
دلم شکسته بود بابا
شب و خورشید و آشیانه من
با تو فاصلم زیاده
