آرشیو مطالب
حرف غمت که باشه
گه لبت گاه رخت می بوسم
شرافت مات تشریفات والای علی اکبر
لباس مشکی شده علامت
ما را بنویسد فدای سر زینب
سر به فلک کشیده تا شده خاک پای تو
غریب و تنها برای تو آقا
عشق شما برای دلم انتخاب شد
بین الحرمین پر احساسه
منم من که دیوونه بین الحرمینم
باز این چه شورش است
آغاز کردم گریه را
شهر خدا اسیر غم شهریار ماست
بودند دیو و دد همه سیراب
تو مهر و مهتاب منی بهشت شاداب منی
کیست اصغر اکبر آیات حق
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
دلدار ابولفضل علمدار ابولفضل
