آرشیو مطالب
غیرت از چشما افتاده پاشو بریم حرم
نه در توصیف شاعرها نه در آواز عشاقی
دریا صدا زد ای لبت عطشان من آبم
السَّلامُ عَلَى وَلِيِّ اللَّهِ وَ حَبِيبِهِ
همینجا دور اکبر را گرفتند
از آتش دل سینه سوزان گله دارم
مثل جاده و حس خوب سفر
سپاه را چقدر سیر کرد آب فرات
نفرین به تو ای فرات به موجت به بسترت
مروه زینب صفا امام حسین
نه هر قامتی میسوزد دلبری را
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم
سرگشته بانوان وسط آتش خیام
من با چه رو به ساحت قدس تو رو کنم
کم کم از دستش زمام صبر رفت
شنیده می شود از آسمان صدایی که
اول تو از پیاله هستی چشیده ای
نامتناهی بود محیط سنایت
