آرشیو مطالب
غرق گل شد کربلا
پرچم دار آزاده ها
روضه
بنام نامی سر
به ماه آسمون میگفت شمع شبستون منی
ناله میزنم وای وای
غم هدیه کن به من
پهلو گرفته است از اشک چشم سوخته
کجا رفتی یه دفعه بی خبر
بسم اله ای عین الیقین
بهونه میگیره دل
دامن زلف تو دست صبا افتاده
غلامم غلامم مرا می شناسی به نامم
روضه
ای تنها شاه نیزه ها
لخته لخته ی روی لبام
به لطف و کرم ثارالله
ترسی از فقر ندارند گدایان کریم
