آرشیو مطالب
این چشم ها براه تو بیدار مانده است
روبروی ایوان طلای تو
مراسم احیا
فرازی از دعای کمیل
بارون درد و ماتم
شاخه شکست و یاس سبزی پر پر افتاد
روضه و مناجات
ای امید دیده ی گریان بیا
قول دادی که مرا لحظه ای وا مگذاری
اگه روضه داره این دنیا به هوای غربت تو
حسن غریب مادر
دعای ابوحمزه ثمالی
اللهم رب شهر رمضان
ساحل زخم گلویت دل دریای من است
بخوای بین دستات سر من جا میشه
سخنرانی
رو خاک ویرونه ی شام
ای سایه ات همیشه به روی سرم بیا
