آرشیو مطالب
ای همسفر آهسته تر
سه ساله دختر کجا و
دارد زمان آمدنت دیر می شود
روضه
ای سرو سری نمانده ز عشقت به خاک نیست
چه روزای دلگیر و سردی
خدا مادرامون رو برامون نگه داره
اگر کشتند چرا آبت ندادند
وقتی ز نگاهت خبری داشته باشم
غم بود و داغ بود و وداع سپیده بود
آسمون تا دنیا آوار
چشمامون چه بی قراره
روضه
به یک نگاه تو بیمار می شود دل من
بگید چاووش بخونه که غم از دل امون برده
روضه
یه دنیا دلم گرفته
تو که از یاد بردی در قفس
