آرشیو مطالب
امان از دل زینب
میچکد خون جگر از خواهر
به شام و کوفه خونین جگر گشتم
مظلوم حسین غریب حسین
ای حسین جانم حسین از سفر برگشته زینب
بر آتش دیدارت میسوزم و میسازم
بی تو میمیرم حسین
أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَكْشِفُ السُّوءَ
ای آفتاب من هستم در آفتاب
هوای نینوا دارم
حسین وای حسین وای
السلام علیک ایها العبدالصالح
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن
وا حسینا حسین واویلا
نفس حرومه کارم تمومه
اربعین آمد و از شام بلا میآیم
السلام علی الرضیع الصغیر
تو بر نی بودی گریه کنان
