آرشیو مطالب
منم کمترین بنده تو
بگو کجایی آهای آبروی آبرو کجایی
به من اثبات شد از نزدیک هم نزدیکتر هستی
تو کویر تب و دل بیابون
کوه و سنگ و دشت این صحرا به چشمم آشناست
نوری تو عالم نبود دین خدا هم نبود
پیغام کربلا به نجف برد جبرئیل
آمد ورودیه بارانی است
تن بی سر شده چون بی کس و یار شود
یاد علی مرتضی نمودم
حرف حرم که پیش میاد
صَرخة الرایات فوق القُبّتَین
منم و شهر نامردی
محرم اومد و بارون گرفت
ای کشته فتاده به هامون حسین من
قسم به اشک دیده فاطمه
زلالیه آرزوهامون
چشام وقف توئه
