آرشیو مطالب
آخه عمو جون نداری سپاهی
چشم خودرا باز کردهام ابتدا گفتم حسین
پس از آن گفت و شنود آن شه ابرار
تو محرم میباره چشمامون
یا عباس ماکو مثلک القمر
اکبر شد اربا اربا پس من چی
دست بکش بر سر من ای شهید بیکفن
عبداللهام حسین آبرویم
ای اشک سینه سوز اثری داشتی چه شد
من بنده ای آزاده ام عبدالحسینام
از سرور هر دو عالم نزد ما غم بهتر است
دوباره باده به دستم هرآنچه باداباد
به تارمویی بند کارم
وقتی که فراتر از زمانه است رقیه
تو مثل بارون نم نم
بابا کجایی تنگه دلم برای تو
شاهی و بنده نوازی شاهی و محرم رازی
سینه بزن که نوکری مدالت باشه
